ناگفته‌های یک بانو

شاید اینجا تنها جاییه که میتونم بلند بلند فکر کنم...

جمعه لعنتی...

نوشتن شده جزیی از زندگیم چون اینجوری یکم از حس های درونم بی دغدغه مینویسم و هر جور بخوام خودمو اتفاقاتم میسنجم امروز از بدترین روزا بود بازم دعوا و بحث های تکراری تلخ بود چه فضای خونه چه فضای بینمون از اون جمعه های لعنتی...
خیلی بد حرف زدم ولی نمیدونم چرا پشیمون نیستم
میدونم خیلی صبوره و واقعا مرد خوبیه که هیجی نمیگه ولی خب منم حق دارم با اون خواسته هاش اعتراض کنم
بعد از ۴ ماه امروز فوران کردم ولی خب چ فایده بازم بی نتجه بود فقط روزمون خراب شد ... :(

۴ نظر ۶ موافق ۰ مخالف
آکوا ...
۲۴ دی ۰۲:۴۰
واقعا نوشتن خیلی به آدم کمک میکنه
که احساستش رو خالى کنه

پاسخ :

خیلی زیااااد....
دریا _ گاه نوشته های من
۲۴ دی ۱۴:۴۶
به بلاگ خوش آمدی

پاسخ :

ممنون
اسمان ***
۲۴ دی ۱۷:۲۱
نوشتن یکی از بهترین ارام بخش های دنیاست:)

حال  همه روزاتون خوش:)

پاسخ :

دقیقا
gity -brn
۲۵ دی ۱۰:۵۰
سلام
ممنون که به وبم سر زدی
به بیان خوش اومدی
وب زیبات رو دنبال میکنم
موفق باشی

پاسخ :

سلام ممنوون .شما هم دنبال شدی.در پناه حق
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
About me
قَسَم بِه روزی که ،دلَت را می شکنند
و جز خدایَت مرهمی نخواهی یافت.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان