ناگفته‌های یک بانو

شاید اینجا تنها جاییه که میتونم بلند بلند فکر کنم...

شهرمن ،عشقمن!

این چند روز چندتا خونه🏠 پیدا کردم و به اتفاق خانواده رفتیم دیدیم یعنی نزدیک دانشگاهم بود، یکم بیرون از شهر... خونه ها بدک نبودن یکیش مال یک پسری بود که رفته المان و تو خونشون سگ داشتن و من وقتی دیدمش سکته کردم آخه شبیه گرگ بود😅
اما  بعد که برگشتم فهمیدم چقدر عاشق شهر خودمم انگار کامل کننده ی خودِ منه و دور از شهرم نمیتونم هوای دیگه ای تنفس کنم 😍😌
اینطور بگم که خونه های اونجا کنسل شد و قرار شد همینجای توی شهر خوشگل و خفن ❤خودم یه جایی پیدا کنیم هرچند کارمون بیشتر طول میکشه اما خب ارزششو داره...نمیخوام بگم شهرما فقط خوبه ها میخوام بگم هرکسی عاشق شهر خودشه که توش بزرگ شده کوچک و بزرگشم فرق نداره 😊🗺🌏

پ.ن:سگه شبیه عکس بود یکم بزرگتر😨😸

۳ نظر ۴ موافق ۰ مخالف
هوای حوا
۰۱ ارديبهشت ۰۹:۱۷
همه شهرشون رو دوست دارن🙄🙂

پاسخ :

😊🌻🌺
ح. شریفی
۰۱ ارديبهشت ۱۲:۰۷
مطمئن هستید سگ بود؟ :)
با این تفاصیل ظاهرا گرگه :)

پاسخ :

😂😂😂
نمیدونم
Elham ...
۰۱ ارديبهشت ۲۳:۳۳
از این هاسکی ها بوده!؟خیلی خفنه ولی کلا فوبیا حیوون دارم:)))

پاسخ :

نمیدونم والا
من حتی از ماهی گلی ام میترسم دستش بزنم😢😢
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
About me
قَسَم بِه روزی که ،دلَت را می شکنند
و جز خدایَت مرهمی نخواهی یافت.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان